دوشنبه سی و یکم خرداد 1389
کتاب رکسانا از مودب پور برای موبایل و کامپیوتر
کسی رمان رکسانا رو نداره؟
البته برای موبایل..
بعدا به صورت PDFش رو قرار میدم.
اگه کسی داره مارو هم بی بهره نکنه.
برای ارسال کتاب رو در up.iranblog.com آپلود کنید و لینک آن را در قسمت نظرات درج کنید
با تشکر.
جمعه بیست و هشتم خرداد 1389
دانلود رمان یلدا از مودب پور مخصوص موبایل
ادامه مطلب
جمعه بیست و هشتم خرداد 1389
دانلود رمان خواستگاری یا انتخاب از مودب پور مخصوص موبایل
لینک اصلاح گشت ۳/۶/۱۳۸۹
ادامه مطلب
جمعه بیست و هشتم خرداد 1389
دانلود کتاب های مودب پور
لینک دانلود کتاب های مودب پور.
------------------------------------
دانلود رمان گندم : نسخه موبایل | نسخه PDF
دانلود رمان یاسمین: نسخه موبایل | نسخه PDF
دانلود رمان پریچهر : نسخه موبایل | نسخه PDF
دانلود رمان شیرین : نسخه موبایل | نسخه PDF
دانلود رمان یلدا : نسخه موبایل | نسخه PDF
دانلود رمان خواستگاری : نسخه موبایل | نسخه PDF
دانلود رمان رکسانا : نسخه موبایل | نسخه PDF
--------------------------
هر کدوم از لینک ها مشکل داشت بگید سعی میکنم درست کنمش.
جمعه بیست و هشتم خرداد 1389
زندگی بهزاد تو کتاب یاسمین از زبون خودش !
از صب تا شب کار میکرد و جون میکند آخرش هستش گروه نهش بود.
مادرمم زن مهربون و زحمتکشی بود.
اونم تا کار خونه و پخت و پز بود که هیچی ، این کاراش که تموم میشد، بیچاره میرفت سراغ اضافه کاری،همیشه خدا دستش به یه چیزی بند بود.یا قلاب بافی می کرد یا بافتنی می بافت یا هزار تا کار دیگه. مثلا" میخواست یه گوشه خرج خونه رو جور کنه.
خلاصه این پدر و مادر سخت کار می کردن که یه جوری چرخ زندگی رو بچرخونن اما چرخ زندگی ما چهار گوش بود با بد بختی می گشت.
یه خونه قدیمی و نقلی داشتیم که اونم ارث پدر بزرگم بود و ماشین که عصای دست بابام بود و سالی به دوازده ماه گوشه تعمیر گاه.
.
.(خلاصه)
.
یه روز کله سحر از تهران حرکت کردیم از شهر دور نشده بودیم که با یک کامیون تصادف کردیم. پدر و مادرم بیچاره نرسیده به جنوب بار سفرشون رو بستن!
موندم تنها و بی کس با صد زخم تو تنم و هزار تا شکستگی تو روحم.
یه ماه بعد خونه رو فروختم و خسارت تصادف رو دادم.آخه ما مقصر شناخته شدیم.بقیه پولش رو هم گذاشتم بانک و از سودش خرج زندگی رو جور کردم.
دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389
خودکشی !
شنبه بیست و دوم خرداد 1389
ماندانا مودب پور و م.مودب پور
اما چیزی که هست اینه که هر کدومشون سبک مشخص خودشون رو دارن.
یعنی اگه الان یه کتاب به شما بدن نگن نویسندش کیه با خوندنش متوجه میشید که این کتاب مال مودب پوره !!
کتاب های ماندانا مودب پور هم تقریبا" همینجوره من 1-2 تا کتابی که ازش خوندم تقریبا یه سبک نوشتن داشته.
البته کتاب های ماندانا مودب پور جذابیتی که توی کتاب های م.مودب پور هست رو نداره !
ای کاش مودب پور رو حداقل یکبار میدیدم.
پنجشنبه بیستم خرداد 1389
داستان خاله سوسکه و آقا موشه !
شایدم از قبل خونده باشید ..
این داستان رو من توی ادامه مطلب گذاشتم میتونیدبخونید.
دقیقا" جمله هاش هموناس که توی کتاب بود.
داستان خاله سوسکه و آقا موشه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
دوشنبه هفدهم خرداد 1389
عروس و داماد بازی !!
کامیار - خیلی !
آقا بزگ - آفرین ! میدونی هرکدوم از این درختا چقدر هوارو تمیز میکنه؟! میدونی طبیعت یعنی چی ؟ جون آدما بسته به وجود طبیعته،میدونی..
کامیار- من به اوناش کاری ندارم،فقط اینو میدونم که اگه این درختا نباشن من یه دقیقه ام تو این باغ نمی مونم!
آقا بزگ - آفرین!پس خوب فهمیدی!
کامیار- پس چی؟! اگه این درختا نباشن،آدم وقتی با یکی میره ته باغ، چه جوری قایم بشه؟ من از بچه گی با دختر عمه هام می رفتم پشت این درختا قایم میشدیم و انقدر بازی های خوب خوب میکردیم که نگو!
آقابزرگ یه نگاهی به کامیار کردو گفت :
- تف به روت بیاد پدر سوخته! از روی من خجالت نمیکشی ؟!
کامیار- مگه بازی کردن خجالت داره ؟! یه قل دوقل،جومجومک،برگ خزون،لی لی لی لی حوضک!
آقا بزگ - آهان، نه اینا عیبی ندارن!
کامیار- آره مخصوصا" بعد از این بازیا که خسته می شدیم و زن و شوهر بازی می کردیم ! اونش خیلی خاطره انگیز بود !
من مرده بودم از خنده!
آقا بزگ یه نگاهی بهش کردو گفت :
- الان که دیگه از این بازیا نمی کنید ؟
کامیار - نه بابا دیگه !
آقا بزگ - خوب الحمدالله!
کامیار- آره بابا !کی دیگه حوصله داره جومجومک،برگ خزون و یه قل دوقل و لی لی لی لی حوضک بازی کنه؟! همون عروس دوماد بازی از همه بهتره !
آقا بزگ - زلیل بشی پسر! آخه تو چرا اینطوری در اومدی ؟!
کامیار - ا.. !!
اینم یه بخش از کتاب گندم مودب پور بود.
کتابش خیلی قشنگه و شاید بشه گفت آخرش یکم بهتر از کتاب های دیگه ی آقای مودب پور تموم میشه!
حداقل کسی نمیمیره! ولی بگم بازم بعضی از قسمت های احساسات آدم میشه آتش فشان..
جمعه چهاردهم خرداد 1389
یه خاظره از بابک در کتاب شیرین
این جریان رو پدرم تعریف میکرد و می گفت برای پدربزرگش اتفاق افتاده،تعریف می کرده که گویا برادر پدر بزگش سکته کرده و مرده بود.
برده بودن خاکش کنن وقتی جنازه رو میشورن و غسل میکنن که طرف زنده میشه.تا مردهه زنده میشه بلند میشه میشینه هه کسایی که اومده بودن برای تشعیع جنازه از ترسشون فرار میکنن درمیرن.یارو قبر کنه که این جریان رو میبینه با بیل میزنه تو سر مرده بدبخت که زنده شده بود بعد داد میزنه نترسین برگردین با بیل زدم کشتمش.
*دوباره همه خندیدن*
ساندرا-اون وقت اون آقارو محاکمه و زندانیش کردن؟
-نه بهش جایزه هم دادن.
نادره- من میدونم امشب هرچی روح و جن و مردس میاد سراغمون.
.
.
.
جمعه چهاردهم خرداد 1389
پریچهرم تموم شد
باور کنید اگه دیشب کتاب رو تموم نمیکردم ، وسط همون گریه زاری هاشون میرفتم بخوابم دیوونه میشدم !
باز خوب شد تموم شد.
پریچهر زیادم تو صحنه نبود، انگار مودب پور کل داستان رو بهونه کرده بود تا داستان پریچهر رو بگه.
خیلی عجیب بود.
دوشنبه دهم خرداد 1389
خواب شیرین است فرهاد !
دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد
گویا به خواب شیرین رفته باشد فرهاد
میگم الان دارم کتاب پریچهر رو میخونم(با موبایلم) اینم یه جاهایی تو بود !
یکشنبه نهم خرداد 1389
دو دلی و تردید نیست
واقعا" کتاب جذاب و جالبیه.
درسته قلمش شاید به قوی رمان های بعدیش نیست اما داستانش متفاوته.
یه بخشیش هست که اینجوری نوشته :
در عشق دودلی و تردید نیست.
بی شک باید هیچ شد!
عشق موندنه نه رفتن!
باید بومیه این شهر باشی تا غربت نگیردت!
باید اهل این دیار بود یک باز که رفتی ، دیگه رفتی.
برگشتن بی فایدس.
شنبه یکم خرداد 1389
خوب دیگه !
از این به بعد بعضی از بخش هاشو مینیوسم، از مودب پور مینیوسم..
خلاصه نمیزارم بیکار بمونید !
سعی کنید کتاب هایی که برای موبایل گذاشته شده رو دانلود کنید حتی اگه قبلا" کتابش رو خوندید !
ضرر نداره که سبکه تازه میتونی خیلی راحت بعضی جاها راحت مشغول بشید :دی
حالا کی دوست داره مودب پور رو ببینید دستا بالا !!
شنبه یکم خرداد 1389
دانلود رمان پریچهر برای موبایل
اینم کتاب پریچهر مودب پور مخصوص موبایل با فرمت جاوا دیگه چی میخواید هواداران مودب پور !

برای دانلود به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
شنبه یکم خرداد 1389
دانلود رمان شیرین از م. مودب پور برای موبایل
مخصوصا" آخرش که مثل همه رمان های مودب پور غم امگیزه اما بازم جای شکرش باقیه :دی
برای دانبود به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب
شنبه یکم خرداد 1389
دانلود رمان گندم از مودب پور برای موبایل

این رمان تایپ شده توسط خانوم فرزانه خانوم و ساخته شده توسط سید محمد رضا خطیب در وبلاگ دانلود رمان هستش. امیدوارم مورد توجه تون واقع بشه و از خوندنش لذت ببرید.
خلاصه داستان : يه باغ قديمي كه هر گوشه آن يكي از فرزندان و در وسط باغ پدر بزرگ زندگي مي كنه.
پسر
عمه عاشق دختر دايي ميشه، پسر داييه عاشق دختر عموش ميشه و ماجراهايي كه
پيش مياد. و باز هم مثل همیشه یکی شوخ و بذله گو و شاد و یکی ساکت و متفکر
و کم حرف . اینبار پایانش یک کم بهتر از بقیه رمانهاست ولی اخرش غافلگیر
میشین. از دست ندید
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب
شنبه یکم خرداد 1389
دانلود رمان یاسمین از مودب پور برای موبایل
خیلی داستان با حال و جذابی داره که تا فی خالدون آدم رو آخرش میسوزنه !

برای دانلود به ادامه مطلب برید
ادامه مطلب
شنبه یکم خرداد 1389
دانلود کتاب گندم از مودب پور برای کامپیوتر pdf
این کتاب رو توی موبایل خودن و خیلی هم قشنگ بود کلی هم کیفش رو بردم
به زودی برای موبایلی ها هم میزارم
برای دانلود به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
شنبه یکم خرداد 1389
دانلود کتاب رکسانا برای کامپیوتر pdf
ادامه مطلب
شنبه یکم خرداد 1389
دانلود کتاب پریچهر برای کامپیوتر pdf
برای موبایلش رو اگه پیدا کردم حتما" میزارم
برای دانبود به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
شنبه یکم خرداد 1389
دانلود کتاب یلدا از مودب پور برای کامپیوتر pdf
کتاب یلدا برای موبایل هم به زودی
برای دانلود به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
شنبه یکم خرداد 1389
دانلود کتاب یاسمین برای کامپیوتر pds
به زودی کتاب یاسمین رو برای موبایل هم میزارم.
برای دانلود به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
شنبه یکم خرداد 1389
دانلود کتاب شیرین از مودب پور برای کامپیوتر PDF
میدونم حجمش زیاده آخه برای کامپیوتره ، قول میدم به زودی کتاب شیرین مودب پور رو برای موبایل بزارم
متن کامل + لینک دانلود در ادامه مطلب
ادامه مطلب
شنبه یکم خرداد 1389
مروري بر آثار مرتضي مودب پور
اين چهار رمان به ترتيب عبارتند از: پريچهر، ياسمين، شيرين و يلدا.
ادامه مطلب
شنبه یکم خرداد 1389
توضیحی راجب مودب پور
6 رمان به اسم م.مؤدب پور چاپ شده و 3 كتاب دیگر به اسم ماندا معینی كه البته در كنارش یك پرانتز بازشده و نوشته شده : (مؤدب پور).
این ماجرا یك جوری آدم را به شك می اندازد كه م حرف اول مانداست و مؤدب پور یك فامیلی برای رد گم كنی و م.مؤدب پور یك زن خانه دار است.
ادامه مطلب

